محمد يار بن عرب قطغان

250

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

و تيغ ستيز برآورده ، پنجهء آن فرقهء ظلمه را برتافتند و آن فريق را كه هواى نخوت در دماغ داشتند از پاى انداختند ، سربرآوردن نگذاشتند . و پس از اين واقعه نخست از جانب مرو اوراخ خواجه سيد اتاى آمده ، بر چهارجوى درآمد و بر مسند تسلط آن ناحيه برآمد . ثانيا به جهت امر حضرت خواجه جويبارى ، اوراخ خواجه سيد آتاى سر اطاعت در طوق متابعت آن حضرت نهاده ( 143 الف ) و ولايت چهارجوى به ملازمان حضرت اعلى داد و در سنهء ست و ستين و تسعمائة خان سكندرمرتبت به جهت عمارت خانقاه و مسجد جامع و مدرسه بر سر مزار فيض آثار حضرت امام سعد الملة و الدين ابو بكر سعد - رضى الله تعالى عنه - حكم فرمود . بنابرآن امر خاقان سكندرنشان مهندسان حاذق و فيلسوفان مدقق طالع وقت اختيار فرموده ، معماران پرهنر و استادان دانشور طرح آن عمارت عليّه انداختند و در اطراف و جوانب آن انواع باغات « 1 » به غايت دلكش و اصناف بساتين زيبا و خوش ساختند تا به اندك زمان عمارت آن‌چنان به حسن اهتمام خاطر و توجه دل كيميا تأثير شهريار سكندرفرجام به سرحد اختتام رسيد . ذكر توجه نمودن والى بدخشان شاه سليمان به همراهى ابراهيم ميرزا ولد خود با سپاه فراوان و عزيمت نمودن خان سكندرنشان به قصد ايشان شرح اين‌حال بر سبيل اجمال آنكه ، چون خان سكندرنشان در مسند كامرانى قرار يافت و انوار عدالت آن حضرت بر جبههء احوال و ناصيهء آمال رعيت برتافت ، در اين ولا ناگاه از بلخ از پيش آن حضرت پير محمد خان كس آمده ، پيغام داد كه شاه سليمان و ابراهيم ميرزا ولد او با سپاه فراوان هواى تسخير ولايت بلخ در سرانداخته عزيمت اينجانب دارد ، استدعا از نواب آن حضرت آن است كه بىتوقف بدين‌طرف توجه نمايند . و چون حضرت نواب بدين معنى اطلاع يافت ، خود بىتوقف با جمع اندك از سران سپاه و گردن‌كشان درگاه مانند جناب توروم‌بى دورمان و جان گلدىبى اوتارچى و تنيش‌بى جلاير و قلباباكوكلتاش و اقم‌بى جلاير و ميرزا ولى خان جلاير و نوروز قوشبيگى و كوچم يساول و غير هم روى توجه ( 143 ب ) به جانب بلخ نهادند . و چون ظاهر كش معسكر عساكر گردون‌مأثر شد ، در آن مقام امراى خجسته‌فرجام به عرض همايون رسانيدند كه مناسب آن مىنمايد كه در اين منزل توقف

--> ( 1 ) . س : با غايت .